حاج ملا هادي السبزواري
9
شرح مثنوى
( ( 1 ) ) اى ضياء الحق حسام الدين بيار * اين سوم دفتر كه سنت شد سه بار ن 384 2 - ك 138 1 اى ضياء الحق : به مضمون « اَلْمُؤْمِنُ مِرآةُ المُؤمِنِ » ( 1 ) ، اَنَا مَنْ اَهْوى وَمَنْ اَهْوى أنَا . چون با حسام الدين مانند يك صورت در دو آينه بود ، از خود به القاب او تعبير فرمود تا از تبرئه و تمجيد خود نيز تعريه حاصل شود . خوشتر آن باشد كه حرف دلبران گفتهايد در لباس ديگران ( ( 2 ) ) بر گشا گنجينهء اسرار را * وز سيم دفتر بهل اعذار را ن 384 3 - ك 138 1 اعذار : جمع عذر . يعنى با طلب صادق معذرت پذيرفته نيست . ( ( 3 ) ) قوّتت از قوّت حق مىزهد * نه از عروقى كز حرارت مىجهد ن 384 4 - ك 138 2 از قوّت حق مىزهد : القا مىشود پس از آن كه بنده هيچ نداشته ، و وجود مالِ مولى باشد . صفات وجود نيز از اوست . و صفات وجود حقيقى عين وجود است كما مرّ . ( ( 4 ) ) اين چراغ شمس گر روشن بود * نه از فتيله و پنبه و روغن بود ن 384 5 - ك 138 2 اين چراغ شمس : ايهامى لطيف دارد به خود . ( ( 8 ) ) جسمشان را هم ز نور اسرشتهاند * تا ز روح و از ملك بگذشته اند ن 384 2 - ك 138 4
--> ( 1 ) - جامع صغير ، ج 2 ، ص 183 . .